انسانی که قصد سلوک با ولی خدا دارد باید بعد از عاشورا یک سال تمرین کند

خط روشن
بدون دیدگاه

باید هر روز پیش خدا به خاطر محرومیت از ولی الله گریه کرد. حتی برخی از بزرگان گفته اند که نوعی گریه بر عاشورا، گریه در محرومیت از نصرت ولی خداست. هر روز بر امام حسین علیه السلام گریه کند که چرا دنیا مرا از شما جدا کرد و به عاشورا نرسیدم.

برای انسانی که به عاشورا رسیده و همراه امام شده، مراقبه ی بعد از عاشورا مراقبه در مراتب حضور است. چنین فردی باید محاسبه کند که آیا توانسته به آنهایی که همه چیز خود را در راه ولی خدا بذل کرده اند بپیوندد؟ آیا به جایی رسیده که حاضر باشد در مقابل ولی خدا قطعه قطعه شود فقط برای آن که ولی خدا بتواند یک نماز دیگر بخواند؟

اما مراقبه های کسانی که فهمیده اند به عاشورا نرسیده اند متفاوت از کسانی است که به مراتبی از حضور در عاشورا رسیده اند. کسی که از قافله ی حسین علیه السلام جامانده است ابتدا باید از تجربه ی دیگران بهره بگیرد. این تجربه برای کسانی که ابتدا تسلیم امر ولی خدا نشده اند و از فیض وصول به عاشورا محروم گردیده اند، غنیمت است لذا در رویارویی با صحنه ی عاشورا انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند.

گروه اول: تسلیم امر ولی خدا می شوند و با ایشان عهد می بندند و بعد پای عهد خود استقامت می کنند، آنها از خطر فرار نمی کنند و وقتی به راه افتادند خطر و آتش برای آنها گلستان می شود. تا قبل از عاشورا انسان باید مراقب این نوع از سلوک باشد چرا که میل به فتوحات و غنایم دنیایی در دل همه اهل دنیا وجود دارد. این غنایم هستند که با یکدیگر فرق می کنند و گرنه خود بینی و انانیت در دل همه هست.

گروه دوم: جمعی دیگر اهل خطر نیستند آنها وقتی از عاشورا می گذرند و وقایع آن را محاسبه می کنند در می یابند که به قافله ی سیدالشهدا نرسیده اند در می یابند که به تمنیات و تعلقات پایشان را بسته و سختی همراه با سیدالشهدا مانع حرکت آنها شده است.

این گروه باید از تجربه ی دیگران درس بگیرند. مرور کنند که عاشورا تمام شد عده ای رفتند و سر و دست دادند همه ی سختی ها را به جان خریدند ولی ایام سختی گذشت باید مرور کنند و ببینند که آیا اصحاب امام حسین علیه السلام سختی کشیدند یا آنهایی که مقابل امام حسین علیه السلام صف آرایی کردند و برای خود درکات جهنم را از پیش تدارک دیدند؟ علاوه بر این آیا آنهایی که به خاطر دنیا پشت به سیدالشهدا کردند دنیا به آنها وفا کرد؟ در تاریخ نقل کرده اند که یکی از لشکریان عمرسعد بعد از عاشورا غصه می خورد و می گفت: برای جنگ با حسین ده درهم خرج کرده ام اما تنها چهار درهم به دست آوردم! سیدالشهدا به عمرسعد فرمود: برای چه با من می جنگی؟ او جواب داد به خاطر ملک و حکومت ری. حضرت رسیدن به بهتر از ملک ری را به او وعده داد اما عمر سعد جواب داد از خوف جان و مال و ناموس تن به دستورات یزید می دهد. حضرت امنیت جان و مال و ناموسش را هم تضمین کرد اما باز هم نپذیرفت. حضرت در آخر به او نهیب زدند و فرمودند به گندم ری هم نمی رسی. عمر سعد گفت جو ری هم برای من کافی است.

نتیجه:

انسانی که قصد سلوک با ولی خدا را دارد باید بعد از عاشورا یک سال تمرین کند و ریاضت بکشد و هر روز با خود بگوید یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما. هر روز با خود محاسبه کند و جایگاه خود نزد سیدالشهدا را کشف کند. باید هر روز پیش خدا به خاطر محرومیت از ولی الله گریه کرد. حتی برخی از بزرگان گفته اند که نوعی گریه بر عاشورا، گریه در محرومیت از نصرت ولی خداست. هر روز بر امام حسین علیه السلام گریه کند که چرا دنیا مرا از شما جدا کرد و به عاشورا نرسیدم.

محمد فریس آبادی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت − 4 =