یا زهرا، یا وجیهه عندالله، اشفعی لنا عندالله

محسن نصراللهی
بدون دیدگاه

جامعه بشر در کل تاریخ خود چه آبرویی داشت اگر اهل بیت رسول خاتم در بین آنها نبود؟

فرا رسیدن سالروز شهادت بانوی دو عالم، خانم فاطمه الزهرا را اول به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه و بعد به همسایگان عزیز مشیریه و کاروان تسلیت عرض می کنیم.

از اول تاریخ بشریت تا زمان حاضر هر برگه ای از تاریخ را که ورق می زنیم جزء جرم و جنایت و غارت و دزدی نمی بینیم. کل تاریخ در چند جمله و عبارت خلاصه می شود: عده ای حاکم آمدند، ظلم کردند و حیوان صفتی بروز دادند، مردم در جهل و نادانی از پست ترین ها فرمانبرداری کردند و ترسیدند و ستم دیدند و نقطه و تکرار تا طول عمر انسان. انگار کتاب تاریخ دفتر سیاه مشق کودکی دیریادگیر است که نمی تواند چیز جدیدی یاد بگیرد. این جاست که داد آدمی بلند می شود که ای بشر چند هزار ساله حواست کجاست؟ ای که ادعای فهم و آگاهی داری تا به کی خوک صفتان را الگوی خود می کنی و تا کی چون گرگی درنده بی هیچ رحمی به فطرت پاک خود و دیگر هم نوعانت حمله می کنی؟ و تا بوده همین بوده. و بشر چه آبرویی دارد؟ آنها که دادِ ما بهترین هستیمشان گوش دنیا را پر کرده است چه دست آوردی داشته اند؟ سلاح قوی تری ساختند؟ مثل گرگی که دندان تیزتری نشان می دهد. نظم نوین دارند و برنامه زندگی ( دین ) ارائه داده اند و اول و آخر خودشان را فهمیده اند؟ نه، بلکه مردمشان و پیروان اندیشه موهوم و خیالی آنها مثل گوسفندانی دنبال خوردن بیشتر و خوابیدن راحت تر هستند وبشر را خلاصه کرده اند در روزی به دنیا آمدن و روزی بارکشی کردن و روزی مردن. آزادی ( بخوانید برهنگی و فساد و بی بندی ) به ارمغان آورده اند؟ که باید گفت بله، و با بوجود آوردن این نوع آزادی و نمایش آن در سطح جامعه جهانی دیگر خوک سنگ محک نیست و چه دردی از این بزرگتر که یک واژه مقدس مثل آزادی به این خفت کشیده می شود. آیا به علم رسیدند و آگاه شده اند؟ همین بس که نظریه های باطل قرن های پیش را هنوز به خورد دنیا می دهند که “هیچ چیز درست نیست”، که “سفید پوست ها ژن برتر دارند”، که دئیسم و اومانیسم و ریسیسم و ناسیونالیسم و متریالیسم و …

و دنیا را برای ما همین تعریف کردند که تحصیل کن، کار کن، ازدواج کن، تولید مثل کن، بمیر. ولی کسی هست بپرسد چرا؟ به چه هدفی؟ و هر کسی گفت و پرسید یا تهدید شد، یا ترور شد، یا متهم به انواع و اقسام جرم و جنایت ناکرده شد. مجرم اعظم به لباس قاضی در می آید، فرمان صادر می کند، به لباس جلاد در می آید و حکم را اجرا می کند. دزدی که جلوی همه می دود و صدا می زند دزد را بگیرید! و بدبخت تر و بیچاره تر از این دزد اعظم گوسفندان آدم نما که از ترس دو لقمه کمتر خوردن، نفس و فطرت خودشان را می فروشند و به پلیدی و کثافت او خود را آغشته می کنند. و پست تر از همه آن دسته که صدای حقیقت مقدس زندگی را شنیدند و باز دلخوش به همان دو لقمه بیشتر شدند و از ترس شلاق آنکه ارباب می خوانند از هیچ خوش خدمتی و هم نوع فروشی فروگذار نکردند. بخوانند از سیاه مشق که از گندم ملک ری نخورد. بخوانند. بخوانند که هر چه جزء در این مسیر حقیقت بود آب شوری بود که نه تنها سیراب نمی کرد بلکه تشنه تر می کرد.

و بشر چه آبرویی دارد؟ یا محمد (درود و سلام خدا و انسان های آزاده و پاک تا ابد به تو باد) بشریت جز شما چه دارد؟ اگر نبودید در این تاریکی های جهل مدرن با چه نوری می دیدیم؟ یا محمد اگر کتاب نور و زاده های نورانیت را در بین ما نمی گذاشتی آیا دیگر کسی اصلا توان فکر کردن داشت؟ “ان ذکر الخیر کنتم اوله واصله وفرعه ومعدنه وماویه ومنتهاه” حق است هر که بیدار بود و فریاد بیداری کشید همین را گفت و تکرار کرد. تا نام شما نبود آدم علیه السلام پاک نشد و رمز رستگاری تا آخر همین اقرار هست و خواهد بود. ولی آیا بشر لیاقت شما را داشت؟ دیدید با ام ابیها چه کردند؟ دیدید تنها چند روز بعد از شما گرگ وار به خانه اش حمله ور شدند، همان خانه ای که تقدیسش می کردید، و دریدند و دریدند و دریدند تا که شاید نور را خاموش کنند و بتوانند در تاریکی شب بر گوش گوسفندان زوزه بکشند؟ دیدید آن لحظه ای را که سیده النساء العالمین را بین در و دیوار گذاشتند و فرزندش را کشتند؟ دیدید که دست از تنهاترین حق عالم برنمی داشت و با غلاف شمشیر با بازویش چه کردند؟ دیدید که همسرش را، غیرت همه غیرت مندان، توان بازوی همه جوانمردان، با دست بسته به این طرف و آن طرف می کشیدند و در مقابل چمشش زهرایش را می زدند؟ راستی چرا طومار انسان در آن روز بسته نشد؟ در آن روز که علی انگار التماس زهرا می کرد که زهرا مرو علی بعد تو باید با چاه درد و دل کند. چرا؟ تا اینکه بعدها حتی به بدن کریم ترین هم رحم نکنند و آن را تیر باران کنند؟ یا نه تا بعدها کربلایی به پا شود و همه بیدارها بشوند چند ده تن و مابقی گرگ و مردم دنیا ندانند و همانطور گوسفندوار مشغول جمع آوری هر چه بیشتر از تکه گِل زمین باشند؟ چرا دنیا تمام نشد؟

شاید چون قرار بود روزی عده ای بیایند و در نهایت ظلمت و تاریکی پرچم یا زهرا در دست بگیرند. که با اشک هایشان بر این همه نجاست باران طهارت بخش بریزند. که نه از دندان گرگ بترسند و نه از زوزه های تکراری او. شاید چون بعدها همت ها و هادی ها و باکری ها و … بر گوش این جهان خفته بزنند که برخیزید و ببینید نور اهل بیت پیامبر حق نه زمان دارد و نه مکان، به هر انسانی که صدایشان بزند حقیقت را هدیه می دهند. شاید به خاطر این بود که بعدها عده ای بی توجه به نمایش خوک ها به خاطر وفاداری به این همه از خودگذشتگی، جان و مال خود را فدای راه شما می کنند.

یا زهرا، ای آبروی انسان در پیشگاه حضرت حق، ای مادر همه ی بیدارها، برایمان دعا کن تا ما هم بیدار باشیم، تا گوهر ارزشمند محبت شما را به دنیاپرستی و پستی نفروشیم. ای آبرومند در نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

دسته ها: , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 5 =