چرا دلار گران شد

چرا قیمت دلار بالا می رود؟

بهزاد وثیقی
بدون دیدگاه

از مهم ترین سوالات و دغدغه مردم این است که اصلاً چرا دلار گران شد و تاکی قرار است گران تر بشود؟!

چرا دلار گران شد؟
چرا طلا گران می شود؟
قیمت ها تا کجا بالا می رود؟افزایش شدید قیمت دلار در ماه ها و هفته و خصوصاً روز های اخیر لرزه‌های شدیدی به بازار وارد آورد و آوار آن را روی مردم عادی، طبقه متوسط و زیر متوسط جامعه فروریخت…
اصولاً دلار، در بازار به وسیله صرافی عرضه و قیمت آن توسط عرضه و تقاضای بازار تعیین می‌شود. اگر تقاضا بیش از عرضه باشد قیمت دلار افزایش می‌یابد و اگر تقاضا کمتر از عرضه باشد، نرخ دلار روند نزولی به خود خواهد گرفت. این ساز و کار، طبیعی ترین و اصولی ترین روش تعیین نرخ ارز است.
در گذشته، ارز مورد نیاز تجاری، دانشجویی و متفرقه … از همین روش و از طریق صرافی ها تامین می‌شد، اما به دلیل چند تصمیم اقتصادی و سیاسی غلطِ آشکار و بعضاً پنهان دولت، (که بعدا در همین سایت و در یادداشتی جداگانه به شرح آن خواهیم پرداخت) پلن ارزی کشور مختل شد، این اتفاق باعث شد قیمت ارز روند صعودی به خود بگیرد و حرکت رو به رشد نرخ ارز ادامه یافت، ناگهان دولت تصمیم عجیبی اتخاد و آن را توسط جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور بصورت رسانه ای اعلام کرد، خرید و فروش ارز فقط به نیاز اصلی کشور یعنی واردات اختصاص یافت، تبادل دلار توسط صرافی ها ممنوع شد و دولت عرضه ارز ۴۲۰۰ تومانی را بدون توجه به نرخ طبیعی و واقعی آن به تمام وارد کننده ها آغاز کرد (برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند اگر دولت، در آن زمان برای ارز، سقف مصنوعی ۴۲۰۰ تومانی تعیین نمیکرد قیمت دلار بازار در رنج هفت الی هشت هزار تومان متوقف می شد و امروز شاهد چنین رقم های عجیبی نبودیم!)،با این تصمیم غلط، و اجرای آن، چند اتفاق ناگوار در زمینه اقتصادی کشور رخ داد که تشخیص آنکه کدام یک بدتر از دیگری بود دشوار است!
۱- تخصیص دلار فقط برای واردات، این پیام را به جامعه مخابره کرد که دولت، در تامین ارز با مشکل مواجه شده و این تصمیم موجب ایجاد التهاب در بازار شد، همین برای مردم کافی بود که جهت خرید ارز اقدام و آن را در خانه انبار کنند.
۲- اکنون که صرافی ها از مبادله ارز منع شده بودند، مردم جهت خرید ارز به بازار بی حساب و بی در پیکری به نام بازار آزاد هجوم بردند و در کوچه پس کوچه های میدان فاطمی و دیگر خیابان ها در پی ارز بودند، به همین دلیل نرخ ارز در این بازار غیر رسمی که نظارتی هم بر آن نمی شود به رشد عجیب و غیر منطقی ادامه داد. اکنون دو نوع ارز در بازار وجود داشت، ارز ۴۲۰۰ تومانی جهت واردات هر نوع کالا و ارز بازار آزاد که از قیمت ۸ هزار تومان به سمت بالاتر در حرکت بود.
۳- وقتی قیمت ارز برای واردات ۴۲۰۰ تومان اعلام شد، ناگهان تقاضای ثبت سفارش واردات چند برابر مدت مشابه سال قبل رشد کرد! و هنگامی که نوبت به عرضه کالاهای وارداتی به بازار رسید، تجار (کالفجار) این کالاها را با قیمت دلار بازار آزاد به مردم فروختند! (البته در هر صنف، آدم منصفی هم هست) یعنی هم واردات رشد کرد و هم مردم متضرر شدند و هم میلیارد ها دلار اختلاف قیمت ارز دولتی و بازار آزاد، به جیب تاجران و دلال ها رفت و سر مردم و دولت بی کلاه ماند!
با فشار اقتصاددان‌ها و افراد صاحب نظر و انتقاد به این شیوه معیوب و فسادزای عرضه دلار، این طرح ویرانگر با وارد کردن خسارتی بالغ بر ۲۰ میلیارد دلار به کشور، کنار گذاشته شد. (و عاملان این خیانت یا جنایت اقتصادی هیچ وقت محاکمه و مجازات نشدند)
پس از این اتفاقات، تصمیم جدید و نسبتاً درستی را دولت با کمک کارشناسان اتخاذ کرد، طبق سیاست جدید اقتصادی قرار بر این شد که قیمت دلار مورد نیاز واردات توسط دلار صادر کننده ها (اعم از صادر کننده های دولتی و غیر دولتی) تأمین شود، بدین ترتیب که عرضه کننده و تقاضا دهنده ارز، در بازاری به نام بازار ثانویه گرد هم آمده و برای تعیین نرخ آن به توافق برسند، طبق پیش بینی‌ها طولی نکشید که قیمت دلار در بازار ثانویه به عددی در حدود هشت هزار تومان رسید، اما بازار آزاد، همچنان نیاز هیجانی مردم برای دلار را تأمین، و به رکود های جدید قیمتی حمله می کرد!
اصلی ترین نقطه ضعف و مهم ترین علت به هم ریختگی بازار ارز و طلا همین بازار آزاد تبادل ارز است، بازاری که به لحاظ مقیاس در برابر بازار ثانویه بسیار ناچیز اما از منظر قدرت رسانه‌ای و توانایی اثر گذاری، بسیار بسیار قوی تر از آن است، به گونه ای که همه مردم از قیمت دلار ۱۸ هزار تومانی مطلع‌اند، اما از دلار ۸ هزار تومانی بازار ثانویه، که دلار کالاهای واراداتی را تأمین می‌کند بی اطلاع‌اند! افزایش قیمت دلار غیر رسمی باعث شد که هر فروشنده و صاحب کالا، بهای قیمت اجناس خود را افزایش دهد، این فرایند افزایشی به وارد کنندگان هم سرایت کرد و بقدری فراگیر شد که نظارت بر آن را دشوار تر کرد، دومینوی رشد قیمت اجناس بازار، به نقطه اول یعنی دلار رسید و باز هم قیمت آن را افزایش داد وبه تبع آن بهای طلا و سکه هم رشد پیدا کرد! این دور باطل ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارد، حکایت افزایش قیمت دلار و به دنبال آن افزایش قیمت دیگر کالا ها و افزایش بهای هر دو از روی دست همدیگر، همانند حکایت جمع کردن هیزم توسط سرخ پوست ها برای زمستان سرد است!

(می گویند روزی سرخ پوستان از رييس جديد پرسیدند: آيا زمستان سختی در پيش است؟
رييس جوان قبيله که نمی دانست چه جوابی بدهد گفت: برای احتياط برويد هيزم تهيه کنيد. سپس به سازمان هواشناسی زنگ زد:
آقا امسال زمستان سردی در پيش است؟
و پاسخ شنید: اينطور به نظر می آید.
پس رييس دستور داد که بيشتر هيزم جمع کنند، و بعد يک بار ديگر به سازمان هواشناسی زنگ زد:
شما نظر قبلی تان را تأييد می کنيد؟
و پاسخ شنید: صد در صد.
رييس دستور داد که همه سرخپوستان، تمام توانشان را برای جمع آوری هيزم بيشتر بکار ببرند. سپس دوباره به سازمان هواشناسی زنگ زد: آقا شما مطمئنيد که امسال زمستان سردی در پيش است؟
و پاسخ شنید: بگذار اينطور بگویم؛ سردترين زمستان در تاريخ معاصر.
رييس پرسید: از کجا می دانيد؟
و پاسخ شنید: چون سرخ پوست‌ها دارند دیوانه وار هيزم جمع می‌کنند!)
اخبار پراکنده ای هم از گوشه و کنار بازار به گوش می رسد، که آل سعود و سران امارات افرادی را اجیر و روانه بازار کرده اند که هر مقدار دلار موجود در بازار را به هر قیمتی خریداری کرده و آن ها را از کشور خارج کنند و اگر قادر به انجامش نبودند (که البته هستند) آن را آتش بزنند! با این کار اگرچه پولشان را نابود می کنند، اما می‌توانند وضع اقتصاد کشور را متلاطم کرده و جامعه و حکومت را در معرض آشوب و ناآرامی قرار دهند، همان چیزی که در میدان سیاست یا نبرد نظامی هیچ گاه به آن نمی رسیدند، حتی با هزینه ده ها یا صد ها برابر!
متأسفانه منفذی که در اقتصاد ایران ایجاد شد، توسط رسانه های زرد مجازی و غیر مجازی پررنگ و پررنگ‌تر و بزرگتر از آنچه که هست نشان داده شد، و با اینکه در قیاس با حجم اقتصاد ما بسیار کوچک است، نبض کشوری ۸۰ میلیونی را در دست گرفته و آن را هر طور که بخواهد کنترل می کند و به هر سمت و سویی که بخواهد می کشاند. درمان آن راهی ندارد جز جمع کردن این دلار فروش‌های بازار آزاد توسط دولت و صد البته خود مردم (اگر مردم بدانند این جماعت چه خیانتی را مرتکب شده و به کشور و معیشت مردم چه ضربه ای می زنند، آن ها را راحت نمی گذارند)، به علاوه یک نظارت فراگیر بر تمام فروشندگان کشورلازم است، شاید متوجه شده باشید که تمام کالاهای اساسی همچنان با دلار ۴۲۰۰ تومانی و تمام کالاهای غیر اساسی حداکثر با دلار ۸۵۰۰ تومانی وارد می‌شوند، پس هیچ فروشنده‌ای حق ندارد اجناس خود را به نرخ ارز ۱۸۰۰۰ تومانی بازار آزاد به مردم بفروشد، این اختلاف قیمت ۱۰۰۰۰ تومانی که از جیب مصرف کننده خارج می شود به جیب فروشندگان می رود و آن ها را از روز قبل ثروتمند تر و مردم عادی را فقیرتر می‌کند. همچنین به اعتنایی به اخبارتوخالی و پر سر و صدا، مثل تحریم دور جدید تحریم های آمریکا هم در آرام کردن این بازار ملتهب بسیار اثرگذار است
به یاد داشته باشیم که تحریمی علیه ایران نیست که اجرا نشده باشد، هم اکنون تحریم های بانکی تماماً اعمال شده‌اند و چیز جدیدی باقی نمانده است که عملی و اجرا نشده باشد، بازگشت تحریم‌های نفتی در هفته‌های آینده می‌تواند موجب کاهش صادارت نفت ایران شود، اما از طرف دیگر بهای نفت به شدت رو به افزایش است و این روند هیمنطور ادامه خواهد یافت، یعنی با اینکه صادرات نفت کم می‌شود اما این کم شدن صادرات با افزایش بهای نفت تقریبا قابل جبران است، و حتی راه های دیگری هم جهت فروش نفت در زمان تحریم وجود دارد که قبلاً اجرا شده و امروز هم براحتی قابل اجرا است و از این بابت نگرانی نیست. اخبار دیگری هم توسط برخی مسئولین مطلع سیاسی اعلام می شود که آمریکا حتی المقدور از اعمال تحریم های نفتی آبان ماه دوری می‌کند زیرا می‌داند که اگر این تحریم ها پس از اعمال، آنگونه که باید اجرا نشوند، قوی ترین اهرم فشار آمریکا برای همیشه ناکار آمد خواهد شد! شاید بتوان گفت که چشم امید آمریکا به همین بازار است و هفته های پیشرو، که بتواند قبل از موعد مقرر ایران را به تسلیم وادار و برنامه های بعدی خود را اجرا کند.
باید افکار عمومی را از شایعات پاک کرد و مردم را آگاه، که قیمت دلار بخاطر هیجانات، خیانت ها و دخالت های برخی و ترس مردم، حبابی ده هزار تومانی را تحمل میکند زیرا بهای واقعی آن در بازار ثانویه، ده هزار تومان کمتر از هیجده هزار تومان فعلی است، اگر این روند معیوب با عدم نظارت دولت و بی توجهی مردم همین گونه ادامه یابد، بهای دلار بیشتر هم خواهد شد و سرونوشت آن نامعلوم، ولی اگر مردم از واقعیت بازار و ذخایر ارزی کشور و حداکثر توان جنگ اقتصادی طرف مقابل مطلع شوند این روند، معکوس و این روزهای تلخ پایان می‌یابد. مهم ترین عرصه‌ای که کشور به امپریالیسم و شیخ های خونخوار سعودی و اماراتی واگذار کرده است، نه میدان نظامی است و نه سیاسی،بلکه آنها تنها در میدان نبرد رسانه ای توانسته اند بر ذهن و افکار مردم استیلا یافته و آنان را همانطور که می خواهند مدیریت کنند، مهم ترین نمود آن در اوضاع نابسامان اقتصاد ما خود نمایی می کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 − یک =